|
امروز خیلی منتظرت بودم ولی نیومدی گفتم شاید نیستی به امید اف تو ان شدم ولی چه افی؟ ای کاش هیچ وقت نمی خوندم نمی دونم می خواهی اذیت کنی یا واقعا... ولی اگه تو نباشی.....
به گفته خودش بعد هر خنده غمه و برعكس.شب پيشين از شادي و خنده تا صبح چت كرديم و امشب بنا بر دلايلي باعث اذيت يك ديگر شديم نمي دانم حق با من است يا تو . ولي اين را مي دانم كه هنوز من را نشناختي ولي من شناخت بيشتري روي تو دارم مهم نيست گذشته ها گذشته بايد به فكر آينده اي نه چندان دور باشيم به خاطر تمام كارها و حرفها و اذيت ها معذرت مي خوام . در ضمن از صميم قلب برات دعا مي كنم كه در كنكور موفق باشی
امروز كسي كه خودش هم عين وبلاگش غمگين بود واز عشق سرخ به من آموخت كه گاهي انسان مي گريد بدون آنكه چشمانش خيس شود و تنها علامت گريه تر شدن چشم نيست و من اندكي بعد از خودم دلتنگ شدم كه كساني كه بي چشم خيس گريه مي كنند ابري ترند سبك هم نمي شوند اشك هم نمي ريزند پس خيالشان ناراحت تر است .براي او دعا مي كنم كه مشكلش حل شود . از اين مبتلا شدن فقط براش دعا مي كنم . عزيز است چون سرخ است عين حقيقت و مثل مقدساتم .
خيلي خوشحالم كه اجازه نوشتن در اين وبلاگ را پيدا كردم من براي مدتي نبودم و در اين زمان كوتاه خيلي چيزها را فهميدم از همه شما عزيزان ممنونم كه دوستم را ياري كرديد از تو هم به خاطر همه چيز ممنونم اميد وارم همه شما ها به آرزوهاتون برسيد
|
About![]()
Home
|