تبليغاتX
تنهایی های من بدون تو

تنهایی های من بدون تو

تنهایی های من بدون تو

 

امروز خیلی منتظرت بودم ولی نیومدی گفتم شاید نیستی به امید اف تو ان شدم ولی چه افی؟ ای کاش هیچ وقت نمی خوندم نمی دونم می خواهی اذیت کنی یا واقعا... ولی اگه تو نباشی.....

+نوشته شده در شنبه بیست و نهم مرداد 1384ساعت19:57توسط تنهای بی تو | |

 

 

به گفته خودش بعد هر خنده غمه و برعكس.شب پيشين از شادي و خنده تا صبح چت كرديم و امشب بنا بر دلايلي باعث اذيت يك ديگر شديم نمي دانم حق با من است يا تو . ولي اين را مي دانم كه هنوز من را نشناختي ولي من شناخت بيشتري روي تو دارم  مهم نيست گذشته ها گذشته بايد به فكر آينده اي نه چندان دور باشيم به خاطر تمام كارها و حرفها و اذيت ها معذرت مي خوام . در ضمن از صميم قلب برات دعا مي كنم كه در كنكور موفق باشی

+نوشته شده در جمعه بیست و یکم مرداد 1384ساعت7:19توسط تنهای بی تو | |

امروز كسي كه خودش هم عين وبلاگش غمگين بود واز عشق سرخ به من آموخت كه گاهي انسان مي گريد بدون آنكه چشمانش خيس شود و تنها علامت گريه تر شدن چشم نيست و من اندكي بعد از خودم دلتنگ شدم كه كساني كه بي چشم خيس گريه مي كنند ابري ترند سبك هم نمي شوند اشك هم نمي ريزند پس خيالشان ناراحت تر است .براي او دعا مي كنم كه مشكلش حل شود . از اين مبتلا شدن فقط براش دعا مي كنم . عزيز است چون سرخ است عين حقيقت و مثل مقدساتم .

+نوشته شده در شنبه هشتم مرداد 1384ساعت17:43توسط تنهای بی تو | |

خيلي خوشحالم كه اجازه نوشتن در اين وبلاگ را پيدا كردم من براي مدتي نبودم و در اين زمان كوتاه خيلي چيزها را فهميدم از همه شما عزيزان ممنونم كه دوستم را ياري كرديد از تو هم به خاطر همه چيز ممنونم اميد وارم همه شما ها به آرزوهاتون برسيد

+نوشته شده در یکشنبه دوم مرداد 1384ساعت9:35توسط تنهای بی تو | |