|
وقتي وبلاگ را باز كردم مي دونستم كه داخلش نوشتي ولي اصلا نوشته هات با چيزي كه فكر مي كردم فرق داشت . من خودم تنهايي كشيدم و مي دونم يعني چي..... ولي فكر نمي كردم كه انقدر برات ارزش داشته باشم كه بخاطر نبودنم اذيت بشي. منا ببخش اگه تنهات گذاشتم . ولي خوب فاصله خيلي چيزها را به آدم مي فهمونه و همه اينها جزئي از تجربه حساب مي شه . نوشتارم خوبه ولي زماني كه مي خوام براي تو بنويسم واژه كم مي يارم بازم مثل هميشه ببخش . اميدوارم هميشه خنده بر لبانت باشد .
دیشب وقتی توی خیابون دیدمش یه لحظه حس کردم خوش بخت ترین ادم روی زمین هستم چون اون را دارم. حدود دو هفته ای بود که ندیده بودمش خیلی دلم براش تنگ شده بود. فقط میخوام بگم قسم میخورم به رفاقتمون از تو بهتر روی زمین کسی دیگه نیست
امشب دوباره مثل شبهای قبل ولی بدتر دلم گرفت خیلی بد جور. نمیدونی که مدت کم چقدر به من طولانی گذشت.جایی را ندارم بنویسم کسی را ندارم باهاش درد و دل کنم تنها جا همین وبلاگه که میتونم دلتنگی ها و تنهایی هایم را بدون تو بنویسم. ای کاش الان اینجا بودی ای خدا... اي عشق، شكسته ايم، مشكن ما را
الان حدود یه هفته شده که ندیدمت خیلی دلم برات تنگ شده امروز میخواستم برم کرج ولی دلم گرفته بود دیدم اصلا حالش نیست برم. خودت میدونی چقدر بهت وابسته شدم برای همین تنهام نمیزاری .ممنونتم.ولی طور خدا زودتر بیا من نیازه همیشگی ما میخوام.من نایز دارمت.وقتی که بهم یاد دادی زندگی چیست تازه معنای بودن با تو رو فهمیدم دلم گرفته . نیاز به گفتن خودت میدونی ولی باز میگم که: دوست دارم بیش از اونی که فکر میکنی.
امشب دیگه طاقت نیاوردم که توی وب ننویسم چون خیلی تنها بودم.خودت میدونی حوصله چت کردن هم ندارم به هیچ وجه کار اصلیم هم که ه.. باشه امشب تعطیل بود گفتم یه سر بیام اینجا بنویسم نمیدونم چرا دست و دلم به نوشتن نمیره. مشهد هستی خوش به سعادتت .خوش به حاله حرم اقا امام رضا که قدمهای تو توش برداشته شده. خیلی دلم برات تنگ شده کی برمیگردی
مثلا زودتر اومدم که بنویسم تولدت مبارک که دیدم زودتر اومدی و نوشتی. همیشه برام بهترین بودی.توی این ۵ یا ۶ ماه که با هم بودیم یا بهتر بگم تو کنار من بودی زندگی کردن را بهم یاد دادی بهم یاد دادی چگونه در سختی ها دوستانم را رها نکنم.بهم فهموندی که زندگی همش خوشی و خنده نیست.تازه فهمیدم که زندگی سر بالا و سرازیر داره . بهم اعتماد کردی جوری که تاحالا به هیچ غریبه ای مثل من اعتماد نکرده بودی.خیلی از تو متشکرم که به من که پوچ بودم اعتماد کردی. نمیخوام زیاد بنویسم و وبلاگتا خط خطی کنم مخصوصا که خط من که اصلا خوب نیست. فریده برام همیشه بهترین و قشنگترین و عزیزترین فرد توی زندگیم بودی. بهت تبریک میگم تولدتا و امیدوارم تا هر موقع که دوست داری زنده باشی و خداوند بهت عمر با عزت و افتخار که تا اینجا داده بهت بده. نوشتن خیلی بلد نیستم و هر کاری هم کنم نمیتونم مثل تو بنویسم ولی بلدم حرف دلما تایپ کنم: فریده خیلی بیش از اینی که فکر میکنی دوست دارم و برام عزیزی بذار بگم من تو رو
گاهي وقت ها معجزه هايي از طرف خداوند در اطراف ما اتفاق مي افتد ولي ما خيلي ساده و بي تفاوت از كنارش ميگذريم اين چيزي كه مي خوام براتون بگم شايد معجزه نباشه ولي بزرگي خداوند و كوچكي دنيا ما را نشان مي دهد امشب 14 شهريور است فردا روزي هست كه هم من هم مهدي هم دوستانمان منتظرش بوديم شايد چند سال پيش هيچ كس چنين فكري را هم نمي كرد ولي باييد بگم فردا روز تولد من و مهدي هست هر دو ما در يك روز به فاصله يك سال به دنيا آمده ايم شايد واسه شما ها جالب نباشه ولي برا ما......... مهدي جان روز تولدت را تبريك مي گم ويا به قول يك شاعر بهتره خيلي ساده بگم : لمس بودنت مبارك
خیلی خوشحال می شم وقتی می بینم تو وبلاگ حرف دلتا می زنی من زیاد خوب نمی تونم مثل تو قشنگ بنویسم ولی همه این نوشته ها برام ارزش داره می خوام امشب که بی تو تنهای تنهام یه اعتراف سخت ولی قشنگ کنم که هیچ وقت نتونستم به خودت بگم (به هیچ وجه نمی تونم دوریتا تحمل کنم) زودتر بیاااااااااااا
سلام امشب نمیدونم چرا اینجوری شدم ولی خیلی دلم براش تنگ شده به سرم زد شعر بنویسم اون هم از ابی
خدا کنه همیشه سالم بمونی و همیشه خوشحال ببینمت نوشته شده توسط :مهدی
|
About![]()
Home
|