تبليغاتX
تنهایی های من بدون تو

تنهایی های من بدون تو

تنهایی های من بدون تو

 

امروز خیلی دلم گرفته ... یاد قدیما کردم

وقتی میام تو وبلاگ می بینم نوشتی یا برام آف گذاشتی خیلی خوشحال می شم دوری برای منم سخته خودمم خیلی دلم می خواد زود به زود آن بشم ولی خوب....  برات دعا میکنم تا مشکلت حل بشه و از دوراهی هم رها بشی

 

منا ببخش

اگه راهم اين روزا از تو يكم دوره ببخش

توي زندگي آدم يه وقتا مجبوره ببخش

بگذراز من اگه صبر و طاقتم كافي نبود

عكس من توي قاب رويايي كه مي بافي نبود

گل يكدونه ي بلور زندگي چي دارم

 واست بجز يه عالمه شرمندگي

ببخش اگه ميونمون فاصله هست

جا نفس تو سينه هامون گله هست

ببخش اگه غربت چشماي من

 فقط واسه نداشتن حوصله هست

يه سبد دعا و خوشبختي يه فردا ماله تو

دست من بود كه مي گفتم همه دعا ماله تو

برو زندگي را با مهربوني رنگ بزن

همه را با هر چي دوست داري هماهنگ بزن

دوري مونا باز مي زاريم به جاي سرنوشت

انقدر خوبي كه مي دونم آخر مي ري بهشت

 

 

                                                                                                                         نیاز

+نوشته شده در جمعه بیست و دوم مهر 1384ساعت8:31توسط تنهای بی تو | |

بد ترین روز زندگیم وای چقدر بد بود از صبحش تا همین الان اه اه

اون قدر اعصابم به هم ریخته بود که به خدا ۳ تا قرص فاموتیدین خوردم برای معدم.

نه اینکه برای اون قضیه نه بابا

از صبح برام بد بود فقط من اگه اون کارو کردم فقط میخواستم یه کم آروم شم که ای کاش نکرده بودم چون باعث درده سر برای تو شدم

میمیرم برات

 نمیدونستی  میمیرم بی تو  بدون چشات

رفتی از برم

توکه میدونستی که دلم بسته به ساز صدات

آرزومه که نمیدونستی که من میمیرم برات

میمیرم برات

عاشقم هنوز

 نمیخاستی که بمونی وبسوزی به ساز دلم

گفتی من میرم

نمیخاستی بری تافردا ها یار خوشگلم 

برو راهی نیست تا فرداها جدا کن دلم

 جدا کن دلم...

سفرت به خیر

اگه میری از اینجا تک و تنها

تا یه شهر دور

برو که رفتن بدون ما میرسه به یه دنیا نور 

 برو که رفتن بدون ما میرسه به یه دنیا نور به یه دنیا نور

سفرت به خیر

برو گر زمن شکستی میتونی دوباره بساز

از دلی شکسته نا امید و خسته تو باز برو

از دلی شکسته نا امید و خسته تو  باز برو    تو بازم برو

نمیخام بیای

نمیخام میون تاریکی من تو حروم بشی

نمیخام اصن

نمیخام مثه یه شمع بسوزی برام تو تموم بشی

برو تو بزرگی میخام که فقط آرزوم بشی آرزوم بشی...

+نوشته شده در یکشنبه هفدهم مهر 1384ساعت22:51توسط تنهای بی تو | |

نمیدونستم اینقدر بهت وابسته هستم.

هر وقت بهت میگفت بهت وابسته شدم وابسته بودم ولی نه به قدر الان.همیشه میگفتی زیاد خوب نیست وابسته شدن.

ولی من دیگه الان حتی نمیتونم یه روز بدون تو باشم .

هر جا باشم و هر کاری کنم به یادت هستم

+نوشته شده در جمعه پانزدهم مهر 1384ساعت0:22توسط تنهای بی تو | |

امروز بعده سه روز دوباره جلوی در مدرسشون دیدمش.

وای چقدر دلم براش تنگ شده بود و نمیدونستم.وقتی برای یه لحظه دیدمش دلم نمیخواست چشم از چشاش بردارم ولی نمیشد.وقتی رد شدم از بغلش چهرش هنوز جلوش چشمم بود.

همون معصومیت همیشگی همون زیبایی خاص خودش و همون نجابتش را که من را عاشقش کرد را داشت.

نمیگم زود تر بیا چون میدونم نیومدنت بخاطر درس است چون دوستت دارم دلم نمیخواد به درست لطمه وارد شه.

همیشه برام بهترینی.دوستت دارم نیاز...

+نوشته شده در چهارشنبه ششم مهر 1384ساعت14:49توسط تنهای بی تو | |

وقتی ان میشم میبینم پنجره افها باز میشه همش دنباله ایدیت هستم ولی حیف که یه دفعه یادم میافته که میگی نمیای.برام دیگه خیلی سخت شده این چند روز خیلی دلم میخواستم عادت کنم ولی نشد .

منو باید ببخشی که این قدر بهت وابسته شدم.نمیخواستم هم بگم که دلم برات تنگ شده چون میدونم به درست لطمه میخواره ولی دیگه دلم گرفته بود .

 

وقتی که تنگ غروب بارون به شيشه ميزنه!
همه غصه های دنيا توی سينه منه!                              
توی قطره های بارون، ميشکنه بغض صدام!
ديگه غير از يه دونه پنجره هيچی نميخوام!
پشت اين پنجره ميشينمُ و آواز ميخونم!                                      
منتظر واسه رسیدنت تو بارون می مونم
زیر بارون انتظارت رنگ تازه ای داره
منم عاشق ترم انگار وقتی بارون می باره
بعضی وقتها که میای سر روی شونم میزاری
تمام غصه ها رو از دل من بر می داری
اما اين فقط يه خوابه، خواب پشت پنجره!
وقت بيداری بازم غم ميشينه تو حنجره
!

 

+نوشته شده در یکشنبه سوم مهر 1384ساعت16:4توسط تنهای بی تو | |

امشب آخرین شبی هست که تو وبلاگ می نویسم . من برای مدتی دیگه تو نت نمیام.

مهدی همیشه برام عزیز بودی و هستی ولی راه بهتری برای آینده بهتر نداریم .

برام سخته به خدا ولی.... هیچ وقت فراموشت نمی کنم و تو هم به یادم باش.

از همه کسانی که در این مدت من و مهدی را همیاری کردند تشکر می کنم و آرزوی موفقیت دارم من نیستم ولی مهدی همیشه هست تنهاش نذارید

مهدی من می رم ولی یادو خاطراتت همیشه برام زنده هست .

کاشکی این یه جمله هیچ وقت ز یادمون نره آدمی چه خوب باشه چه بد باشه مسافره

فراموشم نکن

 

+نوشته شده در جمعه یکم مهر 1384ساعت20:33توسط تنهای بی تو | |