|
سلام. به خدا اونقدر دلم تنگ شده که نمیتونم بگم. خیلی وقته که ندیدمت.خیلی وقته راست میگی خیلی وقته که نیومدم توی وبلاگ بنویسم. اونقدر مشغول کارام بودم که وقت نوشتن توی وبلاگ رو نداشتم ولی از امروز به بعد یه کم سرم خلوت شد تند تند مینویسم. مثل اون روزا امید وارم هر جا باشی موفق باشی. به امید دیدار
دلم برات تــــــــنگه شده خیلی وقته لحظه دوری از تو خیلی سخـــــــــــته نمی دونی چه تلــــــــــــخه بی تو بودن چه معنی داره بی تو شعر سرودن دلتنگیام فراوونه دل دیگه بی توداغونه دنیا بااون همه بزرگیاشبی تو برام یه زندونه هوای چشمــــــــــــــام بارونه هیچ کس را جز تو ندارم که سر رو شونش بزارم باز مثل ابرای بهار واسش یه دنیا ببارم سر روی شونــــــــــــش بزارم به سر هوای تو دارم این جوری داغونم نکن من که اسیر عشقـــــــتم بیا زندونم نکن زندگی بی تو مشکله خودت اینا خوب می دونی بیا این اخر عمر بگو که اینجا می مونی هیچ کس را جز تو ندارم که ســـــــــــر روشونش بزارم...........
سلام الان حدود چند روزه که با هم چت نکردیم اونم کی؟ من وتو که یه لحظه نمی تونستیم از حال هم بی خبر باشیم ... این روزا خیلی تنهام تنهاتر از اونی که فکرشا کنی ... جدیدا تو خونه هم با همه درگیر شدم هیچ کس را ندارم... بین ما هم که حسابی فاصله افتاده درسته که از هم دوریم ولی قلبهامون.... بدون که عشق عاشق با ندیدن کم نمی شه .... همیشه به امید اینکه تو وبلاگ چیزی نوشته باشی یه سری می زدم ولی انگار تعداد وبلاگات زیاد شده و .... امیدوارم هر جا که هستی شاد باشی .... نیاز یه پنجره با یه قفس یه حنجره بی هم نفس سهم من از بودن تو یه خاطره است همین و بس تو این مثلث غریب ستاره ها را خط زدم دارم به آخر می رسم از اون ور شب اومدم یه شب که مثل مرثیه خیمه زده تو باورم می خوام تو این سکوت تلخ صداتا از یاد ببرم بزار که کوله بارما رو شونه ی شب بزارم یاید که از این جا برم فرصت موندن ندارم داغ ترانه تو نگام شوق رسیدن تو تنم تو حجم سرد این قفس منتظر پر زدنم من از تبار غربتم از آرزوهای محال قصه ما تموم شده با یه علامت سئوال؟؟؟؟؟ بزار که کوله بارما رو شونه شب بزارم باید که از این جا برم فرصت موندن ندارم
همون طور که قبلا هم گفته بودم این هفته برام خیلی عالی و جذاب بود ولی آخر هفته همه چیز خراب شد به قول تو انگار خدا با ما قهر کرده توی 2 شب اینا همه درده سر؟ انگار همه کارایی که در طول عمرمون انجام دادیم امشب داریم تاوانشا پس می دیم ولی همه اینا امتحانه . من خیلی در مورد رفتنم توی این وبلاگ نوشتم ولی همیشه امیدی برای اومدن داشتم ولی حالا ......... آره این دفعه دیگه به خواست خودم نمی رم و مجبورم ..... امید به حرف تو دارم که گفتی به مرور زمان همه چیز درست می شود. شاید دیگه هیچ وقت من و تو ......... ولی برات آرزوی موفقیت می کنم. امیدوارم هیچ کس رنگ جدایی را نبیند ./ قسمت نشد تا در کنار هم بمانیم
دیگه خیلی کم می شه که به وبلاگ سر بزنیم و چیزی بنویسیم امروز نمی دونم چرا خیلی دلم گرفته احساس می کنم یه چیزی گم کردم ولی هر چی درونم دنبالش می گردم پیداش نمی کنم اخه نمی دونم دارم دنبال چی می گردم این روزا سرم کمی شلوغه ولی برای هر کس باشه برای تو همیشه آزاد آزاده نمی دونم چرا این هفته را خیلی دوست داشتم شاید تو دلیلشا بدونی راستی جا داره از دوست خوبم مونا جونم این جا تشکر کنم بچه ها برام دعا کنید من برای تو مينويسم. .. برای تويی كه تنهايی هايم پر از ياد توست... برای تويی كه قلبم منزلگه عـــشـــق توست... برای تويی كه احساسم از آن وجود نازنين توست... برای تويی كه تمام هستی ام در عشق تو غرق شد... برای تويی كه چشمانم هميشه به راه تو دوخته است.. . برای تويی كه مرا مجذوب قلب ناز و احساس پاك خود كردی... برای تويی كه وجودم بی ارزشم را محو وجود نازنين خود كردی... برای تويی كه هر لحضه دوری ات برايم مثل يك قرن است... برای تويی كه ســـكـــوتــــت سخت ترين شكنجه من است.... برای تويی كه قــــــــــــلــــــــــــــبـــــــــت پـــــــــــــاك است... برای تويی كه در عشق، قـــــــــــلــــــبــــــــت چه بی باك است... برای تويی كه عـــــــــــشـــــــــــــقــــــــــــــــت معنای بودنم بود... برای تويی كه غـــــــــــــــمـــــــــــــــهـــــــایــت معنای سوختنم
|
About![]()
Home
|