|
سلامـــــــــــي به بلنداي يلدا: امشب شب يلداست بلندترين شب سال ........ امشب اون كسايي كه چشم به راه هستند انتظار بيشتري مي كشند ....... عاشقا طعم عشق بيشتري را احساس مي كنند ....... بي قرارا دلتنگي بيشتري را مي فهمند و اما انسان هاي تنها ... امشب در عين زيبايي بد ترين شب زنگيشان هست ......... ولي از همه اين ها كه بگذريم همه ما چشم انتظار اين شب رويايي بوديم و اما تو ......... برايت عمري به بلنداي شب يلدا را آرزو مي كنم و اميدوارم در اين شب رويايي به تمام آرزوهايت برسي و جا داره تولد مرضيه جونم (خواهرم) را هم تبريك بگم و برايش بهاري به بلنداي يلدا را آرزو كنم براي 3 نفر بزرگ ترين دعا را مي كنم و اميدوارم هر كس اين متن را خوند براي منم دعا كنه مهدي ، مرضيه و پيمان عزيزم اميدوارم به اون كسي كه دوست داريد برسيد بايد شب و روز را با عشق بنا كرد درداي بزرگ را با عشق دوا كرد من زنده به عشقم عشقي كه تو ساختي روح را كه نميشه از جسم جدا كرد دنيا اگه بگذاره خودمون اگه بگذاريم هم من ميدونم هم تو همديگه را دوست داريم قلب من و تو هر دو يك چيزي را كم داره دلواپسي فردا اونه كه نميگذاره وقتي كه نباشي آخر چه تلاشي با بال شكسته تنها كه بمونم آخر چه توقع از يك تن خسته كم كم بكن عادت تا وقت مصيبت از هم نهراسيم با اين همه خواستن با تجربه هامون عشق را بشناسيم دنيا اگه بگذاره خودمون اگه بگذاريم هم من ميدونم هم تو همديگه را دوست داريم قلب من و تو هر دو يك چيزي را كم دار ه دلواپسي فردا اونه كه نميگذاره
زيباي نازنين سلام: مي دوني چيه امشب به آسمون نگاه كردم شايد 2 تا ستاره كنار هم تو آسمون ببينم اما ديدم ابري ابري است بدون هيچ ستاره اي .... نمي دونم ستاره هامون بايد چه كارشون كنيم و كجاي تسمون قرار بديم اما بهتره تو قلب هامون نگه داريم شايد آسمون ما هم آفتابي شد .... دلم از اين شبكه به اون شبكه مي پره نمي دونم در مورد كدوماش بگم اگه بخوام همش را برات بگم هم مي شه يه كتاب هم خسته مي شي وبلاگا مي بندي با اين كه گفتني زياد دارم اما واژه كم اوردم ........ مواظب خودت باش كاش واسه بيراهه ي دل يه جايي راه چاره بود كاش كه علاجش عين قبل دعا و استخاره بود كاش واسه هر عاشقي كه شبا پي ستارشه توي دنيا محض دل خوشي يه شب پر ستاره بود شبي كه عين هميشه عطر همزبانيت دنيا را گيج مي كند نياز
به قول مريم نمي دونم اگه سلام نبود مي خواستيم اول نامه هامون چي بياريم ولي خوب بهتره منم مثل اون اول نامه البته يه نامه اينترنتي بنويسم : سلام الان داره دونه هاي بارون آروم آروم به شيشه مي خوره و اين يعني اخر لذت براي از تو نوشتن و لذت بخش تر اينكه اهنگ تنگ غروب سياووش را گوش كني . خيلي دلم گرفته هميشه بارون دل تنگي هاما بر طرف مي كرد نمي دونم چرا امروز با هر قطره اش غم ها ما زياد تر مي كنه .... نمي دونم چه طوري مي تونم رفع دلتنگي كنم و هر چند كه تو مي دوني و .... و خوب چه فايده..... امشب هم مي گذره مثل شب هاي قبل و هيچ اتفاقي نمي يفته همون طور كه توي اين چند هفته نيوفتاد ولي حداقل خوشحالم اين وبلاگ هست تا بياييم و بنويسيم ..... قبلا ها بارون برام يه معني ديگه داشت ولي الان فقط تو را به يادم مياره امشب شب بي كسيه يكي به دادم برسه تنهاترين دختر زمين امشب به اخر مي رسه امشب شب تنهاييه سر روي زانو مي زارم آخه تو اين جا نيستي و غزل غزل گريه دارم غصه نشسته رو دلم هنوز براي شونه هات ارزش اشك را قائلم حرفي نزن چيزي نگو فقط بزار گريه كنم مي خوام با بارون چشام فاصله را پر كنم حرفي نزن چيزي نگو فقط بزار گريه كنم مي خوام با بارون چشام فاصله را پر كنم ترك دلم شكست كسي به دادم نرسيد گريه هاي تنهايي مو هيشگي بجز خودم نديد از هم ديگه جدا شديم به راه و رسم زندگي بودن تو يه لحظه بود رفتن تو هميشگي حرفي نزن چيزي نگو فقط بزار گريه كنم مي خوام با بارون چشام فاصله را پر كنم تنهاي بي تو:نياز
داره بارون میاد.
بارونا خیلی دوست دارم.میدونم تو هم خیلی دوست داری.همیشه بارون که میاد یاده شعر محسن چاوشی میافتم که میگه: دوباره خزون اومد نم نم بارون میزنه تو صورتم خزونم داره میره نمونده برگی رو درختا نیایی با خاطراتت سر میزارم به بیابون میخوام اینجا با تو باشم زیر بارون دوباره دلم برات تنگ شده.نمیدونم چرا دوست دارم بهت یک چیز را ثابت کنم.شاید این حس را دارم که دوست داشتنت را یا وفادار بودنم را بهت میخوام ثابت کنم فقط تو بخواه
سلام یار قدیمی؟ چه می کنی با زندگی؟ اول های راهی یا داری مثل من در جا می زنی؟ همیشه یادم دادند جلو همه چیز واستم ولی کم کم داره از نیروم کاسته می شه... امروز دیگه نتونستم طاقت بیارم امروز یاد قدیما کردم وای که چقدر خوب بودند ولی دیگه بر نمی گردند ... نمی دونم شاید برای فرار از مشکلات رفتم ولی پیش خودم فکر کردم دارم مقابله می کنم شاید کارم درست نباشه و روزی متوجه بشم که خیلی دیر شده ولی حیف که یه دخترم و نمیتونم .... درسته که دیگه پیشت نیستم ولی به خدا همش به فکرتم هر جا که می رم تو هم با من هستی احساس تنهایی نمی کنم چون تو همیشه با من هستی ... یادم میاد این وبلاگ را برای تنهایی های خودت ساخته بودی ولی حالا بر عکس شده ... سر دوراهی عجیبی گیر افتادم امیدوارم بتونم تصمیم درست بگیرم مواظب خودت باش بخواب گل شكستني كه شب داره سر ميرسه
ماهی دل خسته منم بی کسم و بی هم نفس خونه من تنگه ولی فرقی نداره با قفس تو خونه ی خالی من مرده هوای زندگی دیگه نفس های منم گرفته بوی کهنگی کی حرفاما گوش می کنه حرف من خسته گنگ نشسته احساس سکوت رو تن بی حرارتم یه روز رها بودم ولی مرده دیگه جسارتم تموم لحظه های من ساکت و تکراری شده تو رگهای خشک تنم غصه و غم جاری شده همه بریدن از من و فقط ا تویی که با منی بیا بیا بی هدفم میون قفل آهنی خیلی دلم گرفته... دلم می خواد برم یه جا که تنهای تنها باشم ..خودم باشم و اون کسی که خواست پا توی این دنیا بزارم ... بعدش اونقدر براش از زندگیم بگم و براش گریه کنم تا شاید دلش به رحم بیاد .... تنهایی خیلی سخته ... ما 2 نوع تنهایی داریم اونی که تنها تنها هستی خیلی بهتر از اونی هست که تو یه جمع باشی و احساس تنهایی کنی نمی دونم کی از این حال و روز رها می شم ولی دیگه طاقت ندارم نمی دونم خدا جونم اصلا منا می بینی ؟ چرا من این طوری شدم؟ چرا طاقت و تحملم تموم شده؟ چرا بهونه گیری می کنم ؟ امیدوارم به روزای خوش زندگیم بر گردم من فقط زمانی احساس شادی میکنم که در جمع دوستانم هستم ولی مدت این شادی هم خیلی کمه ..... نیاز
|
About![]()
Home
|