تبليغاتX
تنهایی های من بدون تو

تنهایی های من بدون تو

تنهایی های من بدون تو

سلام بچه ها

نمي دونيد چقدر خوشحالم چون متوجه شديم سو تفاهمخ شده

امروز بعد از چند روز دوباره صداي خنده بين دوستانم بلند شده بود مثل قبل

جا داره از چند نفر معذرت بخوام چون خيلي زود قضاوت كردم ولي رفتم و معذرت خواهي كردم

خيلي خوشحالم

شرمنده همه: نیاز

+نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم بهمن 1384ساعت21:43توسط تنهای بی تو | |

 

امروز روز عشاقه همه دختر پسرا غرق شادي و اميد به اينده هستند اما تو....

الهي برات بميرم چه طوري مي توني اين درد را تحمل كني من كه جاي تو نيستم اشكام داره همين طور مياد چه برسه به تو ...

با تمام وجود دعا مي كنم كه اشتباه متوجه شده باشيم دعا مي كنم كه اشتباه كرده باشيم ولي اگه راست باشه.....

انتهاي نامردي هست كه يه دوست عشق دوستش را بدزده چه طور مي تونه عشق و يار دوستش را به عنوان عشق خودش قبول كنه!!!؟؟؟؟

و چه نامرد تر اونكه قلب يه دختر را بشكنه ....بيچاره اون يكي پسره واقعا به چه چيز اين دختر دل خوش كرده؟ براش متاسفم كه عاشق يه همچنين دختري شده ..

نميشه گفت كه اين قانون حيواني طبيعت فقط مخصوص پسراست نه دخترا هم همين طورند يه جا يه پسر عهد را ميشكنه و مي ره يه جا يه دختر ..

اميدوارم بلايي كه سر اين بيچاره اورديد سر هر 2 تا يتون بياد كه بفهميد دل شكستن چه گناه بزرگيه.

بله امروز براي يكي روزه عشقه براي يكي ديگه روز جدايي ...

ولي فقط دعا كنيد اشتباه فهميده باشه وگرنه اون .....

دلم مي خواد ببخشمت

دلم مي خواد ببخشمت اما ديگه نمي تونم

زخم دلم بزرگ شده ديگه پيشت نمي مونم

مي خوام برم تا گم بشم تا ديگه پيدام نكني

زخم دلم بزرگ شده از اين بزرگتر نكني

بايد برم كه ديگه دل يه جاي سالم نداره

به جز گناه عشق تو طفلي گناهي نداره

داغي كه از عشق تو خورد يه عمر بايد يادش بره

زخماش كه خوب شد يه روز زخم دلش تازه بشه

دلم مي خواد ببخشمت اما دلم جون نداره

درياي عشق من به تو يه قطره بارون نداره

دلم مي خواد ببخشمت اما دلم جون نداره

درياي عشق من به تو يه قطره بارون نداره

بچه ها دعاهام كار ساز نبود و متاسفانه....

 

 

+نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم بهمن 1384ساعت18:5توسط تنهای بی تو | |

خیلی زیبا نوشتی نمی دونم باید چی بنویسم

ولی خوب فردا روزیه که همه عاشقا بعه هم هدیه می دهند بهترین هدیه ای که می تونم بهت بدم (دوستت دارم ) هست

امیدوارم این هدیه را از من بپذیری اگه همه ما امید داشته باشیم می تونیم تا اخرش با هم این روز را جشن بگیریم منم خیلی دنبال جمله قشنگ گشتم ولی چیز زیبایی پیدا نکردم فقط می تونم بگم :

همیشه همین طور عاشق بمونیم .....

نیاز

+نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم بهمن 1384ساعت22:34توسط تنهای بی تو | |

ديشب ايميل زدي كه ولينتاين است و....

وااااي چقدر من خجالت كشيدم.كلي به خودم چيز گفتم آخه چرا بايد من يادم بره و تو يادت بمونه؟

ولي خوب مثل هميشه دقيقه ۹۰ كه هستم اين دفعه هم ....

انشاالله ۱۰۰ساله ديگه اين روز رو با هم جشن بگيريم.البته اگه خدا خواست و....

خيلي دوست دارم .

دلم ميخواست مثل هميشه با يه شعر تموم كنم نوشته ام رو.

ولي هيچ شعري لايق تو نيست و نميتونه تو رو وصف كنه براي همين اين پست رو همين جوري تموم ميكنم.

+نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم بهمن 1384ساعت21:55توسط تنهای بی تو | |

مهدی جون مهم نیست چون این اتفاق فقط برای تو نیوفتاده منم از همون چند ماه پیش این حرف ها را شنیدم ولی اصلا اهمیت ندادم .

چون از بچگی بهم یاد دادند که بدی دیگرانم نبینم و زود فراموش کنم فقط خوبی مد نظرم باشه منم تا حالا همین کارا کردم ولی یه سری از آدم ها را وقتی کم محلی کنی و به حرفاشون اهمیت ندی بیشتر دور بر می دارند منم تصمیم گرفتم مثل خودشون بشم

اعصاب من و یکی از دوستام را چند روزه بهم ریختن و منم تصمیم گرفتم همین کارا کنم و می کنم ....

زیاد بهش فکر نکن تا دلت بخواد از این آدما دورمون زیاده فقط نباید به همه اطمینان کرد ....

+نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم بهمن 1384ساعت13:31توسط تنهای بی تو | |

میگن زندگی پستی بلندی زیادی داره راسته به خدا.

آدم توی جاده هم که داره میره بالا پایین داره این که دیگه زندگیه.هر زمان هم بستگی به شرایط خودشا داره.

نمیدونم کی و چی هست که میخواد من به تو نرسم ولی اصلا برای من مهم  نیست.

من تو رو میخوام و هیچ کس هم نمیتونه جلوی من رو بگیره.

چون تو وجودی از من هستی و من تو رو همیشه حس میکنم.

یا به قول شاعر


تن من زلزله بارون
من عاشق چی شده که شدم گنگو پریشون
انگارعاشق شدم عاشق
یه چیزتازه مهمون میگرده تو حسم
که مثه حس بلوغه چه جوری بگم چیه اون
نکنه وسوسه باشه شده با سادگی ماخون
مثه سیب سرخ حوا شدم از دسش پشیمون
تب تند تنم یه تابسون تو چشام اینو بخون انگار عاشق شدم عاشق
نکنه یه روزی پنهون توی جلدم اومده
روح شیطونی شیطون انگار عاشق شدم عاشق


+نوشته شده در شنبه بیست و دوم بهمن 1384ساعت15:18توسط تنهای بی تو | |

دهه اولم تموم شد دیروز حیسن و هفتاد و دو لاله اش پر پر شدند من تا حالا ندیده بودم که عاشورا بارون بیاد اونم چه بارونی....

شاید آسمونم دلش از غصه  های کربلا به درد اومده بود ....

دیروز اومدم اون جایی که خودت گفته بودی تا حالا نخل و... را ندیده بود عزاداری خوبی بود ولی هر چی دست تکون دادم ندیدیم ...

به خاطر شمع ها ممنونم دیروز خونه ما هم خیمه گاه عزاداری حسین بود همه بچه ها شمع روشن می کردند ولی من نه ... من تو تاریکی برای حسین و آرزوهای خودم اشک می ریختم تا شاید ...

به اجابت دعا همه به خصوص تو ....

                                                                                                            نیاز

 

+نوشته شده در جمعه بیست و یکم بهمن 1384ساعت14:6توسط تنهای بی تو | |

امشب شب عاشورا یا همون شام غریبان بود.

برای سلامتیت رفتم توی هیئتمون ۶۸تا شمع به نیت اینکه سال ۱۳۶۸به دنیا اومدی روشن کردم.

یعنی گرفتم دادم به بچه ها روشن کنن.

از خدا میخوام همیشه سالم و سرحال باشی.چون وقتی ناراحت باشی من ناراحت ترم.

دوست دارم

یاعلی

 

+نوشته شده در جمعه بیست و یکم بهمن 1384ساعت1:17توسط تنهای بی تو | |

خدا کنه پیرهن مشکی هامونا فقط توی محرم بپوشیم نه برای عزای کسی دیگر.

همیشه یادمه از کوچیکیم یه نگاه و علاقه خاصی به محرم داشتم.مخصوصا این دهه اول.

اون روزا فقط فکر میکردم باید مشکی بپوشم و عزاداری کنم.ولی حالا میفهمم که باید توی این ماه حرمت خیلی چیزا رو نگاه داشت.

خوده آقا هم میدونه ما کفتر جلدشیم هر جا باشیم توی این ایام دلمون یه جای دیگس.

توی این ایام خیلی تجربه ها دارم کسب میکنم.همیشه فکر میکردم زندگی گفتن و خندیدنه ولی حالا میبینم نه بیش از این حرفاست.

هر روز که بلند میشم پیشه خودم میگم چقدر دیروز کم نیاز رو دوست داشتم.ای خدا قسمت میدم به نور چشم من آقا قمر بنی هاشم خودت هر جور صلاح میدونی بساز.

فقط میدونم که

ثروت عالم دستت باشه محبت ارباب توی دلت نباشه گدایی اما فقیر باشی محب آقا توی دلت باشه پادشاهی

+نوشته شده در دوشنبه هفدهم بهمن 1384ساعت15:4توسط تنهای بی تو | |

 

دلم گرفته بغض غريبي را تو گلوم احساس ميكنم هر كاري ميكنم نمي تركه نمي دونم ناشي از چيه؟ غم غريبي خودمه يا غم اين روزا

نمي دونم دلم هواي زار زار گريه كردن براي حسين را كرده يا ياد دتنگي هاي خودم افتادم؟ خوبيش اينه مي تونم برم تو مجلس اقام و براش درد و دل كنم و اشك بريزم تا سبك بشم ولي چند ساعت بد دوباره همون دلتنگي و همون بغض غريب.....

تو اين مدت اخلاقم خيلي عوض شده  ديگه از اون نياز شيطون خبري نيست ديگه از اون نيازي كه وقتي اسمش ميومد همه سرشون از دست اذيتاش درد مي گرفت خبري نيست 

حالا شدم يه نياز ساكت و گوشه گير من اين اخلاق را دوست ندارم مي خوام مثل هميشه شاد باشم ولي من الان هدف را پيدا كردم  و ميدونم از زندگيم از خدا چي مي خوام اما  هرچي بهش بيشتر فكر مي كنم گرفته تر ميشم

ولي خدا را شكر ميكنم دوستاي خوبي مثل مهدي ، مونا،ستاره، رضا  و خواهر خوبي مثل مرضيه و مادري مثل فرشته دارم ميدونم اين روزا تموم ميشه ولي برام دعا كنيد زودتر به شخصيت اصليم برگردم

 

واسه راهِ یه غریبه  دنیا  پر از فریبه یه عالم دام و دو رنگی که باید باهاش بجنگی تک و تنها توی جاده   یه عالم راه ، تو پیاده کسی یارت نمی شه محرم رازت نمی شه هیچ کی کنارت نمیاد آخه غماتو نمی خواد پاهات دیگه خسته شدن بالات دیگه بسته شدن ولی توگریه نکن دیگه دلتنگی نکن یکی هست همین جاها که بهش می گن خدا فقط اون مهربونه  حرف ما رو می دونه با توام آهای خدا تو که رفتی اون بالا تو صدامو می شنوی ؟گریه هامو می بینی ؟ درد این پاهامو چی ؟راز دلم رو می دونی ؟ می گن که تو مهربونی درد ماها رو می دونی راز دلای خسته رو  فقط تویی که می دونی آهای خدا ما رو ببین بیا کنار ما بشین ما هم مثل تو تنهاییم ولی ما یار غمهاییم به حرف ما تو گوش بده دست ماها رو تو بگیر

                                                                                                    نياز

 

+نوشته شده در شنبه پانزدهم بهمن 1384ساعت16:32توسط تنهای بی تو | |