تبليغاتX
تنهایی های من بدون تو

تنهایی های من بدون تو

تنهایی های من بدون تو

بعد ازچند وقت اومدم که اساسی توی وبلاگم بنویسم تو این مدت که من نت نیومدم اتفاقای خوب و بدی برام افتاد که سعی می کنم فقط اون روزای خوب را به خاطر بیارم.

85/6/25 را هیچ وقت فراموش نمی کنم برام بهترین بود هم برای من هم تو و هم ستاره و...

یه رویای کوچیک بود که خیلی زود تموم شد مثل یه خواب .که وقتی بیدار شدم فهمیدم چه لحظاتی را گذروندم .

به خاطر تموم مطالبی که توی پست های قبلی نوشتی ممنونم و این مطالب اند که همیشه رشته عشق من و تو را محکم می کنند .

توی این چند روزم که از هم دور بودیم یه حرفایی بینمون رد و بدل شد که فهمیدم تو بهترینی . از خدا به خاطر این همه محبتش تشکر می کنم و امیدوارم هیچ وقت این محبتش را نصبت به من کم نکنه .

مهدی تو بهترینی می دونم لایق این همه خوبی نیستم ولی امیدوارم بتونم جبران کنم.

بیا به هم قول بدیم که دنیا را روی کول بگیریم بیا به هم قول بدیم پرنده ها را شاهد بگیریم که هیچ کدوم از ما کوچ نکنه بیا به هم قول بدیم که خودمون را تو زندون تبعید کنیم حتما میپرسی کدوم زندون ؟اره زندونی که من و تو با هم دوتایی ساختیم زندون من قلب توست و زندون تو قلب من بیا به هم قول بدیم که جز خودمون هیچ کسا را تو زندونامون راه ندیم بیا قول بدیم که قول داده باشیم به هم که همدیگه را هیچ وقت فراموش نکنیم

نیاز

+نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم شهریور 1385ساعت19:57توسط تنهای بی تو | |

-یه اعتراف

-حس کردم امروز خوش بخت ترین فرد روی زمینم کنار تو و با تو

*

واقعا هرچی بیشتر باهاتم بیشتر دلم برات تنگ میشه.

امشب خیلی دلم برات تنگ شده ولی خوشحالم که میخوای بری مجلس جشن.

امیدوارم بهترین لحظات را کنار خانوادت داشته باشی.

یه خواهش:

هیج وقت تنهام نذاااااااار

خیلی دووووست دارم خیلی

دوباره دلم واسه غربت چشمات تنگه
دوباره اين دل ديوونه واست دلتنگه

وقت از تو خوندنه ستاره ء ترانه هام
اسم تو برای من قشنگترين آهنگه

مهدی

+نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم شهریور 1385ساعت1:30توسط تنهای بی تو | |

هر وقت باهم حرف میزنیم به حرفات که گوش میدم هیچ چیز برام مهم نیست جز حرفای تو

وقتی بهت فکر میکنم احساس غرور میکنم که تو ماله منی .

من و تویی که اونجوری با هم دوست شدیم و کم کم بیشتر به هم نزدیک شدیم تا امروز که لحظه شماری میکنیم برای ما شدن.

خدایا بزرگیت را شکر .

خدایا چیجوری باید تشکر کنم از اینکه نیاز رو به من دادی؟

و از همه مهمتر نیاز اونقدر برام بودی که نمیدونم چیجوری باید ازت تشکر و جبران کنم.

اینا بدون برام بهترینی همیشه و همه جا

تویی بهترین کلمه برای گفتن

                                                تویی بهترین راه برای رسیدن

تویی بهترین نیاز برای خواستن

                                                تویی بهترین کلمه برای گفتن

تویی عزیز ترین کس برای دوست داشتن

                                                تویی شایسته ترین عشق برای ماندگار ماندن

تویی بهترین خواب برای دیدن

                                                تویی بهترین برگ گل برای نوازش کردن

تویی خوشبوترین گل برای بوییدن

                                                و فقط تویی.....و تو..........

مهدی

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم شهریور 1385ساعت2:41توسط تنهای بی تو | |

نمیدونم چرا هرچی بیشتر همو میبینیم بیشتر دلم برات تنگ میشه.

امشب خیلی برات دل تنگ هستم.شاید اگه حسش بود یه گریه اساسی هم میکردم

اه چه شبه دلتنگیه امشب

شبی که لحظه های بی تو بودن

               نفس گیره سیاه بی عبوره

                          سکوتم آخرین فریاد عشقه

                                خیالت آخرین سنگ صبوره

مهدی

+نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم شهریور 1385ساعت2:20توسط تنهای بی تو | |

امروز ، روز توست. از تو گفتن و براي تو نوشتن، قلمي توانا مي‌خواهد كه من فاقد آنم.

چه روزه بزرگیه.روزی که نیاز من به دنیا اومد.

روزی که خدا همه خوبی ها و زیبایی ها را یک جا به یک بنده داد.

اونم نیازه من.

امسال هم نیز با هم تولدمون را جشن میگیریم.درسته پیشه هم نیستیم ولی دلمون مثل همیشه با هم هست.

اگر تو نبودی چه کسی دلتنگی و انتظار را به من می آموخت و کدام دست موهایم را نوازش میکرد؟

اگر تو نبودی چه کسی خورشید ها را در سینه ام می کاشت و الفبای دوست داشتن را بر زبانم می گذاشت؟

تویه این مدت که با هم شدیم میفهمم زندگی یعنی چی.عشق یعنی چی.

خیلی بزرگواری نیاز که بهم همه اینا را بخشیدی.

اگر چشمان تو نبود ،اگر دستان تو نبود،اگر صدای دلنشین تو نبود،اگر لبخند تو نبود،بند بند تنم از هم می گسست و یک قطره شبنم هم روی گلبرگهایم نمی نشست.

همیشه بهترین بودی برام .میپرستمت.تولد مبارک عزیزم.خیلی دوست دارم خیلی بیشتر از اونی که فکر میکنی .

میخوام امشب بزرگترین آرزوم را بکنم:

خدایا هر جور که صلاح میدونی انجام بده.چون میدونم سنگ دل نیستی و از دل ما دو تا خبر داری.خودت ما رو به هم برسون.

و آرزوی بزرگم این است که شمع وجودم قبل از تو خاموش شود چون توانایی تنهایی بی تو را ندارم

مهدی

+نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم شهریور 1385ساعت1:9توسط تنهای بی تو | |

وای دارم از خستگی میمیرم یه کاری را شروع کردم که خستگی زیاد را به همراه داره ولی بعد از این همه مدت وقتی وبلاگ را دیدم به خدا همه خستگیم در رفت .

به قول تو نمی دونم این وبلاگ چی داره که جذب می کنه . شاید برای همه یه وبلاگ معمولی باشه ولی برای من همه زندگیمه.

می خوام زودتر یه تبریک بگم چون شاید نتونم اون روز بیام و بنویسم ۱۵ شهریور قشنگ ترین روز زندگیم را بهت تبریک می گم . شاید اینم از خواست خدا بوده که روز تولدمون تو یه روزه .

عزیزم تولدت مبارک

نه مثل پارسال بهتره :

لمس بودنت مبارک

 

راستی به خاطر تمام محبتات ممنونم و امیدوارم بتونم تو شادی هات جبران کنم .

خیلی خوشحالم که تو یه روز به فاصله یه سال ازت به دنیا اومدم .

نیاز

 

+نوشته شده در یکشنبه دوازدهم شهریور 1385ساعت15:3توسط تنهای بی تو | |

وقتی اینترنت خراب میشه دله منم داغون میشه.

نمیدونم این وبلاگ چی داره که هر وقت که نمینویسم توش انگار یه چیز گم کردم.

درسته یه وبلاگ بیشتر نیست ولی شاید دیگه برای ما دو تا شده باشه یه دفترچه خاطرات با ارزش.

یه روز ازت پرسیدم اگه وبلاگمون از بین بره چی کار میکنی؟گفتی مهم با هم بودنمونه نه این چیزا.

درست گفتی.مهم اینه که با هم باشیم چون اگه نباشیم دیگه مهدی وجود نداره.

وقتی باهات حرف میزنم همه مشکلاتم فراموش میشه.

وقتی نگاه توی چشمات میکنم هیچ چیز دیگه ای برام ارزش نداره

نیاز زندگی رو از زمانی فهمیدم یعنی چی که با تو عشق رو شروع کردم.

بدون همه چیزم تویی.فراتر از اونی که فکر میکنی

میمیرم اگه یه روز از من جداشی ، میدونی که برای تو بیقرارم

 فکری جز چشمای خیست ندارم ، تو مثل خورشید میمونی واسه

 من نباشی سیاه میشه روزگارم ، تو دستای عاشق تو جون

میگیرن آرزوهای من ، بی تو میمیرم ...

مهدی


+نوشته شده در یکشنبه دوازدهم شهریور 1385ساعت0:3توسط تنهای بی تو | |

وقتی رسیدم فقط دلم میخواست تو رو ببینم.

امروز که دیدمت انگار اکسیژنی که خیلی وقت ازش محروم بودم دوباره بهم دادن.

چقدر خوبه بودن باتو

چقدر خوبه کناره تو بودن

چقدر خوبه به تو فکر کردن

چقدر....

یک نیازمند به تو : مهدی

+نوشته شده در یکشنبه پنجم شهریور 1385ساعت2:14توسط تنهای بی تو | |