تبليغاتX
تنهایی های من بدون تو

تنهایی های من بدون تو

تنهایی های من بدون تو

می گند انسان جایزالخطا هست. هیچ کسی نسیت که اشتباه نکنه در واقع ما اشتباه می کنیم و از این اشتباهات تجربه می گیریم . اگه اشتباه نباشه هیچ کدوممون تو زندگی موفق نمی شیم.

می گند اگه بلا هم از آسمون براتون نازل میشه بازم دستهاتونا بگیرید بالا و بگیدشکر ... چون هیچ کار خدا بی حکمت نیست و حتی سختی هایی هم که به ما می ده رحمت هست.

پس عزیزم لازم نیست انقدر ناراحت باشی. من حاظرم همه زندگیما بدم اما غما تو چشمای تو نبینم . دوست دارم همیشه لبخند رو لبات باشه.

من وتو توی همه سختی ها با هم بودیم حالا هم هستیم اما اگه بزرگترا بگند جدابشید من یکی حاظرم چون هیچ پدر و مادری نیستند که بد بچه هاشون را بخواند. و اصلا هم دوست ندارم خانواده هامون فکر بکنند که باعث بد بختی هر کدوم از ما ها اون یکی است.

انتخاب با خودته.

همیشه لبخند بزن عزیزم حتی اگه من نبودم.

نیاز

خدا قول نداده آسمون هميشه آبی باشه و باغ ها پوشيده از گل

قول نداده زندگی هميشه به كامت باشه

خدا روزهای بی غصه و شادی های بدون غم و سلامت بدون درد رو هم قول نداده

خدا ساحل بی طوفان، آفتاب بی بارون و خنده های هميشگی رو قول نداده

خدا قول نداده که تو رنج و وسوسه و اندوه رو تجربه نكنی

خدا جاده های آسون و هموار، سفرهای بی معطلی رو قول نداده

قول نداده کوه ها بدون صخره باشن و شيب نداشته باشن

رود خونه ها گل آلود و عميق نباشن

قول داده ؟

ولی خدا رسيدن يه روز خوب رو قول داده

خدا روزی روزانه ، استراحت بعد از هركار سخت و کمک تو كارها و عشق جاودان رو قول داده . عجب روزی می شه اون روز

پس ناملايمات زندگی رو شکر بگو و فقط از خودش کمک بگير که اوجاودانه است و بس

نااميدی مثل جاده ای پر دست اندازه که از سرعت کم می کنه

اما همين دست انداز نويد يه جاده صاف و وسيع رو بهت می ده

زياد تو دست انداز نمون

وقتی حس کردی به اون چيزی كه می خواستی نرسيدی خدا رو شکر کن چون اون می خواد تو يه زمان مناسب ترا غافلگيرت کنه و يه چيزی فراتر از خواسته الانت بهت بده

+نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم مرداد 1386ساعت17:52توسط تنهای بی تو | |

نمیدونم اگه توی این شرایط تورور نداشتم چیکار میکردم.

تا مرز دیوونگی رفتم من.امید وارم واقعا دیوونه نشم.خیلی سخته،فشار زیادی رومه ولی فقط میتونم بگم تنها دلخوشی و تنها چیزی که توی این شرایط باعث میشه شکسته تر نشم تو هستی

مثل همیشه خوشحالم که تو را دارم.

 مهدی

+نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم مرداد 1386ساعت13:4توسط تنهای بی تو | |

چند شب پیش بدترین شب زندگیم بود همش منتظر نتایج کنکور بودم . فکر می کنم سخت ترین لحظات واسه کسی که تلاش کرده باشه همین شبه. نمی دونم اگه تو نبودی چی میشد ولی دلداری های تو کمی آرومم کرد .

خوشحال بودم چون غیر خانواده ام که نگران تر از خودم بودند یه نفر دیگه ام بود که بیشتر از خود من دلشوره داشت.

قبول شدم و اولین کسی هم که تبریک گفت تو بودی یعنی اول تو رتبه را دیدی و بعد من.

انتظار این رتبه را نداشتم بیشتر از این تلاش کرده بودم ولی...ولی بازم خوشحالم چون پدر و مادرم بینهایت خوشحالند.

بازم خدا را با تمام وجود شکر می کنم.

امیدوارم حداقل بتونم یه رشته خوب قبول بشم وگرنه دوباره درس و کتاب و تست...

برام دعا کنید.

وممنون از تو که تو تمام لحظات باهامی.

نیاز

+نوشته شده در جمعه دوازدهم مرداد 1386ساعت10:47توسط تنهای بی تو | |

درس و دانشگاه مجال اینکه بتونم به اعتکاف هم برم ازم گرفت.

خوش به سعادتت که امروز اخرین روز اعتکافت هست و با دلی روشن و رویی خندان از خانه خدا برمیگردی به خونه خودت.ولی بدون تموم این مدت توی خونه تاریک و تنگی به نام قلب من بودی.

خیلی خوشحالم که داری برمیگردی

امیدوارم همیشه جاهایی باشی که بودن توی اون اماکن سعادت و بزرگی میخواد بازم خوشحالم که اون سعادت را تو داری

                   از دست تو نیست                  دل من از گریه پره

                     مثل تو طاقت نداره                 واسه تو هر دم میباره

                     دیگه اشکای من                     طاقت موندن نداره

                     نباشی بی تو باز                     میبارن میریزه

یه ستاره داره چشمک میزنه از آسمون

                                                 داره دلمو میبره یه جای بی نام و نشون

اون ستاره همون چشمای تو  تو آسمون

                                                داره پرپر میزنه دلم واسه دیدن اون

تو تمو م دنیامی  تو تموم حرفهامی

                                                           تو همهء لحظهء گرم عاشق بودنی

+نوشته شده در دوشنبه هشتم مرداد 1386ساعت19:54توسط تنهای بی تو | |

به نظر من هیچ کلمه ای دردناک تر و وحشتناک تر از دوری نیست.

چقدر بد من به خاطر کارم مجبور بشم برم و حالا که اومدم تو داری میری بدون اینکه حتی 1 ثانیه همدیگه را ببینیم.

نمی دونی چی کشیدم خیلی سخت بود دوری از تو .

امیدم به این بود که بعد از اینکه تو اومدی می بینمت ... ولی تو که بیایی من تا 3 روز نیستم.

شاید به خاطر همین ها هست که اعصابم به هم ریخته و باعث دلخوری شدم .

به هر حال ببخشید معذرت می خوام.

امیدوارم بهت خوش بگذره.

مواظب خودتم باش عزیز

 

سخت است هنگام وداع

انگاه که در میابی

چشمهایی در حال عبور است

پاره ای از وجود تو را

نیز

با خود خواهد برد

نیاز

 

 

+نوشته شده در سه شنبه دوم مرداد 1386ساعت19:3توسط تنهای بی تو | |