تبليغاتX
تنهایی های من بدون تو

تنهایی های من بدون تو

تنهایی های من بدون تو

بهت افتخار می کنم.

نمی دونم چه کرده بودم که خدا تو را نصیبم کرد فقط امیدوارم ازم هیچ وقت نگیردت. خدایا به خاطر همه داده هات شکر.

خوشحالم چون تو خوشحالی . اعتراف می کنم از وقتی شروع کردی واسه من خیلی سخت بوده دیگه نمی تونم اون طور باهات حرف بزنم اصلا ببینمت . اما همه را تحمل می کنم.نه دوتایی باهم تحمل می کنیم...الان هیچی جز موفقیت تو مهم نیست.

بعضی وقتها ناراحت می شم اما همش به خاطر دوریه . خودت می دونی طاقت یه لحظ دوریتم ندارم.

مهدی افتخار می کنم که تورا دارم تویی که از الان به فکر همه چیز هستی.حتی اگه این یکی هم نشه ناراحت نیستم چون می دونم کسی را دارم که همه و همه جا حسرت داشتنش را دارند.

تازه اول راهیم هم من هم تو ... خیلی باید به زمین بخوریم و بلند بشیم تا بتونیم روی پا خودمون بایستیم.فقط یه کلمه خدا را هیچ وقت فراموش نکن که گره هم کارا به دست اون باز میشه.

از دست منم هیچ کاری بر نمیاد جز دعا واسه موفقیت تو.

دوستت دارم عشقم.

نیاز

+نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم مرداد 1387ساعت13:38توسط تنهای بی تو | |

وقتی آدم بزرگ میشه دوست داره برگرده به دوران کودکی
هیچ فکری جز اینکه چه بازی کنه و ... نداره
فکر داره داغونم میکنه
فکر آینده ،کار ،زندگی و....
همه بستگی داره به تصمیم.تصمیمم را گرفتم خیلی هم پشتم گرمه به کارم .دلمم میخواد زودتر استارت را بزنم چون هرچی زودتر شروع کنم بهتره.
توی کار چه مشکلاتی برمیخورم مهم نیست مهم اینه که بتونم باهاشون کنار بیام یا حلشون کنم.
نباید بخوایم که راه صد ساله را یک شبه بگزرونیم

زندگی چون گل سرخ است

پر از خار"پراز برگ"پر از عطر لطیف

 یادمان باشد اگر گل چینیم    

خارو عطرو گلبرگ"هر سه همسایه دیوار به دیوار هم اند

مهدی

+نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387ساعت1:39توسط تنهای بی تو | |

منم تصمیم گرفتم دوباره تو وبلاگ بنویسم.

تو این10 ماه که ننوشتیم خیلی اتفاقا افتاده خیلی تغییر کردیم جورایی که دیگه اون مهدی و نیاز قبل نیستیم.

با همه غمها و شادی های هم ساختیم خیلی از روزای شادا باهم گذراندیم. می تونم بگم بهترین دوران زندگیمون بودند

همه این لحظه ها می گذرند خیلی زود همون جور که این 4 سال گذشت اما امیدوارم روز وصال خیلی زود تر از موعود برسه.

مهدی جونم دوست دارم بیشتر از اونی که فکرش را بکنی هم خودتا هم یادگاریاتا...

من آهنگ غریب روزگارم

غمی در انتهای سینه دارم

تمام هستیم یک قلب پاک است

که آن را زیر پایت می گذارم

زندگی را بی تو نمی خوام عشقه من

+نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم مرداد 1387ساعت16:18توسط تنهای بی تو | |

خیلیا فکر میکنن وقتی وبلاگی خیلی فعال میشه، دوستی ها هم به هم میریزه

ولی دوستی من و نیاز به هم نریخته که هیچ هر روز هم محکم و محکمتر میشه

حدود ۱۰ ماه است توی وبلاگ ننوشتیم.اون روزا گلایه ها ،خاطرات،شادیها،مشکلات و ... را اینجا مینوشتیم ولی الان رودررو سعی میکنیم حل کنیم.

دلم میخواست دوباره شروع کنم وبلاگ را به روز کردن.البته مطمئنم نوشته هامون نسبت به اون روزا خیلی فرق میکنه.

۱۰ ماه بزرگتر شدیم،خاطراتمون بیشتر شده،شناختمون به هم و ... بیشتر شده.

توی این مدت خیلی مشکلات را پشت سر گذاشتیم حالا چه به خوبی چه به بدی.هرجور خدا خودش صلاح دونسته ما هم راضی بودیم.

همیشه آخر پست هامون شعر مینوشتیم ولی دلم میخواد یک جمله بنویسم امشب اونم:

برای خوشبخت بودن هنوز دیر نیست

مهدی

+نوشته شده در سه شنبه پانزدهم مرداد 1387ساعت1:29توسط تنهای بی تو | |