تبليغاتX
تنهایی های من بدون تو

تنهایی های من بدون تو

تنهایی های من بدون تو

عشق من سلام.

مهدی جونم تا حالا به این فکر کردی وقتی با هم هستیم چقدر خوبه و دنیا قشنگه؟ توجه کردی بدون هم زمان چقدر دیر می گذره اما تا باهمیم زود زمان رفتن می رسه؟

به نظر من عشقای امروزی خیلی کم پایدار میمونه خیلی باشه 1 سال.

اما خدا را شکر من و تو بیشتر از اینها باهمیم. هیچ وقتم واسه هم تکراری نشدیم.

تو هر روز جذاب تری واسه من.

دلم خیلی واست تنگ شده 10 روز هست ندیدمت . حالا ها هم نمی بینمت. اما خوب عیب نداره به امید همون اینده خیلی قشنگم که دنبالشیم. همه را به خاطر اون فکر قشنگ تحمل می کنم.

مطمئنم اون روز می رسه چون تو را دارم.

تو هیچ وقت رو تصمیم های من حساب نمی کنی چون به قول خودت تصمیم کبری است. امروز عاشقم فردا فارغ .... اما تو نه. من روی تو بیشتر از اینا حساب می کنم.

اگه اون خدایی که من و تو را این طوری اشنامون کرد و همیشه و همه جا باهامون بود تنهامون نزاره و صلاح بدونه ما یه روز قشنگم با رسیدن به همه ارزوهامون ماله همیم.

فقط خدا را فراموش نکن فقط اونه که کمکمون می کنه نه بنده اش.

+نوشته شده در جمعه بیست و دوم شهریور 1387ساعت21:49توسط تنهای بی تو | |

به دلایلی این پستمون 1 روز عقب افتاد.

توی وبلاگ زود تر از تو تولدت را تبریک گفتم اما دیروز تو زودتر.

دیروز روز تولدمون بود. 4 ساله که تولدمون را باهم اما دور از هم جشن می گیریم. امیدوارم یکی از این 15 شهریور ها به هم برسیم و کنار هم این روزا جشن بگیریم.

راستی 15 شهریور تنها روز تولدمون نیست. سالگرد روز یه کشف بزرگ تو زندگیمونه. سالگرد اون حس قشنگم مبارک.

مهدی جونم روز تولدت مبارک. امیدوارم همیشه زنده باشی و کنار من.

یکی از بهترین چیزایی که بهش افتخار می کنم اینه که روز تولد من روز تولد توست.

روز تولد تو میلاد عشق پاکه

برای شکر این روز پبشونیم به خاکه

من سر سپرده هستم تا مرز جون سپردن

با یک اشاره تو حاضر برای مردن

نیاز

+نوشته شده در شنبه شانزدهم شهریور 1387ساعت12:14توسط تنهای بی تو | |

من و تو نداریم توی دوستیمون و زندگیمون.هرچی هست ما هست.

حرف حزفه کسی نیست حرف حرفه جفتمونه.

ببخشید که توی کار زیاد وقت صحبت ندارم و وقتی میام خونه خسته هستم.

نمیدونم چی بگم فقط بدون هرچی هست ماله آیندمونه.

هرچی الان بکاریم بعدا برداشت میکنیم.

نمیدونم این راهی که دارم من میرم به کجا ختم میشه و آیندمون چی میشه فقط میدونم امیدوارم آینده درخشان داشته باشه.

بدون که دوووووسسسست دارم یه عالمه.بیشتر از اونی که فکر میکنی .

تو همون بودی که من خوابشو دیدم

تو همونی که می خوام براش بمیرم

تو همون فرشته ای از جنس ادم

تو واسم نشونه از خدای عالم

تو همونی که تو خنده هام شریکی

توی درد و غصه هام واسم طبیبی

تو همون رویای پاکی که توی شبهای من بود

تو یه قطره از خدایی

تو همون بودی و هستی که میخوام براش بمیرم

از خدا خواستم همیشه پیشه تو آروم بگیرم

تو واسم دنیای عشقی

تو تموم لحظه هامی

تازه میشه روح و جونم وقتی که تو پا به پامی

از خدا میخوام همیشه که کنار تو بمونم

شمع باش پروانه میشم  تا کنار تو بسوزم

وقتی چشمات گریه میکرد آرزوم بود که بمیرم

کاش بودم کنارت ای گل تا که دستاتو بگیرم

تو یه قطره از خدای

مهدی

+نوشته شده در یکشنبه دهم شهریور 1387ساعت22:56توسط تنهای بی تو | |

مهدی جونم امروز یه بحثی شد که من خیلی زیاده روی کردم. به خدا همش به خاطر تو بود.

من دوستت دارم بیشتر از اونی که فکرشا کنی اما خودتا دوست دارم خود خودتا.

تو همه زندگی منی . من و تو می خواهیم با هم کنار هم به جایی برسیم. من بدم می دونم اما تو درستم کن.

تو, زندگیت هر چی ازت دارم همه بهترینای زندگی من هستند اما دوست ندارم به خاطر هم به سختی بیفتیم.

به هرحال ببخشم .

دوست دارم عزیز دلم... خیلی...

نیاز

+نوشته شده در شنبه نهم شهریور 1387ساعت15:32توسط تنهای بی تو | |

هفته اول کاریم تموم شد.

یه کوچولو سخت بود ولی خوب علاقه به کارم و پشتیبانی تو باعث شد که اصلا سختی نکشم.

میگن تیکه سنگ زمانی کتیبه قشنگ میشه که تحمل سختیهای چکش و ابزار را داشته باشه و سنگی که زیره این فشارها بشکنه کتیبه قشنگ نمیشه.

باید سختی بکشیم ولی خوب من دلم میخواست زودتر زندگیما سر و سامان بدم برای همین از الان استارت رو زدم.

از پشتیبانیت ممنونم.خیلی انرژی میده فقط دوری از هم اذیتم میکنه.

باید ببخشید که بعضی وقتها که زنگ میزنی مجبورم همون موقع قطع کنم چون اول کارمه باید خودما نشون بدم.

منم بدم نمیاد که بخوام مثل همه دوستام همش توی شهر باشم و به گردش و ...برای همین حتی روز جمعه هم باید برم تا بتونم کمی فرق داشته باشم زندگیم با اونا

خودتم میدونی آرزوم داشتن زندگی سالم و با کمترین مشکلات است البته کنار هم.

قصه دلتنگیت را خوب من بگذار و بگذر
گریه دریاچه ها را تا به دامانت نبینم
کاشکی قسمت کنی غمهای خود را با دل من
تا که سیل اشک را زین بیش مهمانت نبینم
تکیه کن بر شانه ام ای شاخه نیلوفری رنگ
تا غم بی تکیه گاهی را به چشمانت نبینم
تکیه کن بر شانه ام ای شاخه نیلوفری رنگ
تا غم بی تکیه گاهی را به چشمانت نبینم


مهدی

+نوشته شده در شنبه دوم شهریور 1387ساعت0:28توسط تنهای بی تو | |